من مالک نسل سوم یک مشاغل خانوادگی هستم. این شرکت در حال حاضر با مشکل روبرو است و من دیگر نمی توانم هزینه والدینم را که 11 سال پیش کار را ترک کرده اند اما هنوز باید هزینه ای پرداخت کنند ، پرداخت کنم. با وجود اینکه شرکت هیچ گونه تعهدی قانونی برای پرداخت آنها ندارد ، پدرم دعوی دعوی می کند. من به آنها پیشنهاد دادم که بار سنگینی را بپردازم ، اما اگر آرامش را حفظ کند ، این کار را انجام می دهم. معضل من: وقتی مردم وارد تجارت می شوند و در مورد والدینم س askال می کنند – یا می گویند: “چه افراد بزرگی!” – چگونه باید پاسخ دهم ، زیرا آنها من را در معرض خطر مالی و احساسی قرار داده اند؟

بی نام

این چیزی است که من در مورد تجارت خانوادگی می دانم: وقتی جوان بودم ، پدربزرگم یک فروشگاه کوچک لوازم ورزشی را افتتاح کرد و برای موفقیت تلاش زیادی کرد. سرانجام ، پسرانش به او پیوستند و به رشد تجارت کمک کردند. هنگامی که او به دلایل بهداشتی بازنشسته شد ، باز هم آنطور که باید از درآمد مشاغل به او پرداخت می کردند. بدون پدربزرگ من هیچ درآمدی وجود نخواهد داشت!

بنابراین در حالی که از مشکلات شما عذرخواهی می کنم ، آنها را کاملاً درک نمی کنم. وقتی والدین دارایی مهمی (مانند یک تجارت) را به فرزندان خود منتقل می کنند ، به جای فروش آن به بالاترین پیشنهاد ، ممکن است برای تأمین مخارج خود باز هم به غرامت نیاز داشته باشند. شما باید موافقت کنید. چرا 11 سال به آنها حقوق می دهید؟

اعضای مشاغل خانوادگی نیز می توانند در رسمی شدن توافقات کوتاهی کنند. فرض می کنم والدین شما این شرکت را در ازای حقوق مستمر به شما داده اند. اما تا کی؟ همانطور که شما انجام دادید ، ممکن است بحثی درباره ریاضت اقتصادی یا تمدید وجود داشته باشد ، اما نه برای توقف پرداخت هایی که والدین شما به آن متکی بودند.

کتاب شرکت را به روی آنها باز کنید و سعی کنید با هم راه حلی پیدا کنید. شاید آنها بتوانند پرداخت های کوچکتر را بپردازند یا از آنها صرف نظر کنند. با این حال ، اگر آنها به پول احتیاج دارند ، ممکن است مجبور شوید مشاغل را بفروشید. به مشتریانی که در مورد والدین شما می پرسند: به آنها بد نگویید! این تنها کسانی را که می خواهند از کسب و کار شما حمایت کنند بیگانه می کند.

من اخیراً یک جدایی دردناک را تجربه کردم. متوجه شدم شریکم در مورد خیلی چیزها به من دروغ گفته است. با کمک یک درمانگر ، متوجه شدم که بخش هایی از رابطه ما از نظر احساسی سوء استفاده کننده است. چیزهای زیادی برای باز کردن وجود دارد! با این حال ، برخی از دوستان چیزهای شرم آوری را به من گفته اند: “چرا نمی توانی ببینی که او چقدر بد رفتار کرد و خوشحال باش که این کار تمام شد؟” می دانم که آنها سعی می کنند کمک کنند ، اما آنها واقعاً بر درد من افزوده اند. چگونه می توانم بدون ناسپاسی به آنها بگویم؟

خسارت

من درک می کنم که تأکید بر لحن صحیح صدا در اینجا دشوار است: قدردانی از حمایت دوستان ، در حالی که نظرات پر زرق و برق را خاموش می کنید. چرا پیش از گفتگو با درمانگر خود مشورت نمی کنید؟ اگر دوستان شما به شما آسیب می رسانند ، جلسه ارزشمندی است.

که من را به نکته دیگری می رساند: کار ظریف بررسی عمیق ترین احساسات ما برای مکالمه بعد از ظهر مناسب نیست. برای مکالمات گاه به گاه بسیار ظریف و حساس است. یکی از نزدیکترین دوستان خود را انتخاب کنید تا به رابطه قدیمی خود اعتماد کنید. و تنها زمانی با آنها صحبت کنید که شما و آنها زمان و احساسات کافی برای در نظر گرفتن درست یک موضوع دشوار داشته باشید.

آیا باید نظافتچی سگم را راهنمایی کنم؟ این برای من اتفاق نیفتاد تا اینکه سگ گردانم ، که وقتی بیمار بودم سگم را از نظافتچی برداشت ، باعث شد احساس گناه کنم که به من سر نزده است. آیا یک راهنمایی بهتر از صرف آن برای بازدید از پناهگاه حیوانات محلی نیست؟

سگ آمریکا

از اینکه نکات خود را در مورد میدان مین خدمات پیشخوان در کافی شاپ محلی خود زیر سوال نبردید متشکریم! به طور کلی ، پاداش ها برای “خدمات شخصی” است: پیشخدمت غذای شما را برای شما می آورد ، آرایشگر موهای شما را کوتاه می کند و راننده تاکسی وقتی شما خیلی دیر بیرون می روید شما را به خانه می رساند.

به آرایشگر اشاره می کنم. آرایش مو و شامپوی ماهیانه سگ من به اندازه مراجعه من به آرایشگاه برای من شخصی است. اهداء به پناهگاه حیوانات به جای راهنمایی شما به همان اندازه پیچیده است که به جای توصیه به پیشخدمت به یک بانک غذا کمک کنید. (اگر توانایی مالی دارید ، هر دو را انجام دهید.)

دختر 10 ساله ما به ما گفت که پدر دوستش اخیراً از کار برکنار شده است و خانواده احساس استرس می کنند. من هنوز به والدین چیزی نگفته ام زیرا آنها مستقیماً با من صحبت نمی کنند و ممکن است از گفتن مصیبت خود برای من احساس ناراحتی کنند. ما دوستان صمیمی نیستیم. (ما مجموعه ماشین را هماهنگ می کنیم.) با این حال ، من احساس می کنم ناصحیح هستم وانمود می کنم که نمی دانم. آیا باید این تاپیک را توصیه کنم؟

مانند

تو نباید. اولین غریزه شما این است که سخاوتمندتر باشید. صرف نظر از شرایط ، هرگونه از دست دادن شغل می تواند شرم آور یا شرم آور باشد. و کودکی که از صحبت های کوچک لذت می برد ، دعوت برای بررسی موضوعی حساس نیست.

من به شدت مخالفم که معمولی بودن در مورد موضوعی که به شما مربوط نمی شود به نوعی “غیر صادقانه” باشد. بهتر است بی سر و صدا از خانواده حمایت کنید تا خودتان را درگیر مشکلات آن نکنید. در عوض یک شیفت اضافی در استخر ماشین انتخاب کنید!


برای کمک به معضل خود ، س questionالی را به [email protected] ، به فیلیپ گالانز در فیس بوک یا SocialQPhilip در توییتر.




0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

Avatar placeholder

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *