چگونه می توانم در زمانی که دوستی از او گرفته شده است ، رسانه اجتماعی او را محروم کنم؟ خیلی عجیب به نظر می رسید اما اجازه ندهید اینجا بنشینیم و وانمود کنیم که به او اجازه دادم این کار را فقط به خاطر او انجام دهد. من به او اجازه دادم این کار را برای من هم انجام دهد.

Roblox تبدیل به پرستار بچه ، گروه بچه ها و اردوگاه همه در یک شده است. من فکر می کردم او بیشتر از جایی که می رود به جایی می رود. او با خوشحالی می توانست ساعت ها آنجا بماند و من چیزی جز فریاد های “Teleport!” نشنیدم. Teleport برای من !! ”من نمی گویم وقتی او بازی می کرد کارهای بزرگی انجام دادم ، اما من * برخی کارها را انجام دادم. یا کارهای خانه. یا برخی از معاینه قضائی از بین می روند.

من به طور انتزاعی می دانستم که زمانی فرا خواهد رسید که فرزندی را که زمانی می شناختم از دست خواهم داد. اینکه بچه من نوجوان می شود ، چیزی پر از مزخرف که می تواند از آن به عنوان سوخت موشک برای پرتاب کردن از مدار من استفاده کند. اما دخترم در آستانه 8 سالگی است. فکر می کنم زمان بیشتری دارم و هرگز فکر نمی کردم که سوخت برای سوزاندن او توسط من تامین شود.

زیرا او را می بینم که وارد دنیایی جدید می شود و شخصیت های جدید ، آواتارهای مختلف را امتحان می کند. او را به طرز ماهرانه ای در حال حرکت در فضایی یافتم که هر دو از آن لذت بردم. وقتی سعی کردم بازی کنم ، او در نوار چت تایپ کرد: “مامان. مامان! مادر را دنبال کن! مادرم در این مورد وحشتناک است و من سعی می کنم به او آموزش دهم ، اما او یک مادر عالی است. “

من از نرمی عکس قدردانی می کنم ، اما حقیقت این است که من مادر خوبی نیستم. من اجازه دادم که او به بازی ویدئویی دو طرفه برود زیرا در عمق غم و اندوه من در تابستان امسال ، من به سختی می توانم این دو کلمه را به هم متصل کنم ، چه برسد به اینکه آن را درست درک کنم. برای یک پروژه سرگرم کننده مادر و دختر

روی هم رفته وقتی پدر و مادر (اوه ، مادران ، منظورم مادران ، همیشه مادران) خود را والدین شکست خورده توصیف می کنند ، آزارم می دهد ، گویی این مسابقه یا شغلی است که می توانیم برای آن ستاره طلا دریافت کنیم. به اما من واقعاً درک می کنم که در وظایف والدین خود به اندازه خودم کوتاهی نمی کنم اوبه

با گذراندن دوران مدرسه (یک عبارت کامل و نامعین) ، همه چیز در اینجا باید تغییر کند. من احساس کردم ، تابستان امسال ، مثل زنی غرق در شربت کارو هستم. مطمئناً من افسرده هستم ، آیا همه ما نیستیم؟ اما اگر خودم نتوانم به آنجا برسم ، نمی توانم او را به دنیای واقعی بکشانم.


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

Avatar placeholder

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *