اگر در “نزدیکتر” برتری وجود داشته باشد ، این حرکتهای بلاغی روشن اما ظریف آقای چاپل است که هرگونه اعتراض به کار او را پوچ می کند. او فقط “بی رحمانه صادق” است. او فقط قسمت آرام را با صدای بلند گفت. او فقط “حقیقت” را گفت. او فقط ما را به فکر فرو برد. اما وقتی یک کمدی کامل به عنوان مجموعه ای از حرکات استراتژیک طراحی می شود تا هرچه می خواهید بیان کنید و خود را از انتقاد مناسب دور نگه دارید ، مطمئن نیستم که واقعاً کمدی انجام می دهید.

آقای چاپل در مراسم ویژه ، همانطور که در سالهای اخیر انجام داده است ، توجه خاصی به جامعه LGBTQ داشت. دستش را به طرف هر قطعه میوه ای کم آورد و بی دلیل آن را خورد. بسیاری از ستایش های چاپل به طور غیرمعمول وجدانی هستند ، آن نوع کمدی که از یک محافظه کار انفجاری که با ایده همجنس گرایی موافق است انتظار دارید. گاهی اوقات صدای او به زمزمه ای خشن می افتد و ما را برای خرد زیادی آماده می کند – اما هرگز نمی آید. هر از گاهی او اظهار نظر می کرد که ای پسر ، او اکنون در مشکل است ، مانند یک پسر شیطنت که نمی داند چگونه به خودش کمک کند.

در جایی ، که در مزخرف دفن شده است ، مشاهده جالب و دقیق جامعه سفیدپوست همجنسگرا است که می تواند به راحتی ادعای عفاف را در صورت تمایل داشته باشد. در مورد پیشرفت نسبی جامعه LGBTQ ، یک اظهار نظر قانع کننده وجود دارد ، در حالی که پیشرفت در زمینه عدالت نژادی بسیار کندتر بوده است. اما در این فرمول ها ، هیچ سیاهپوست همجنسگرا وجود ندارد. آقای چاپل افراد گروه های مختلف محروم را در مقابل یکدیگر قرار می دهد و بی پروا نشان می دهد که افراد تراجنسیتی معادل جنسیت سیاه پوستان را ارائه می دهند.

در نفس بعدی ، آقای چاپل در مورد این واقعیت که یک همجنسگرا سیاهپوست هرگز رفتارهایی را نشان نمی دهد که مخالف است ، اظهار کرد ، این ادعایی است که بسیاری آن را مورد اعتراض قرار می دهند. به عنوان مثال ، سعید جونز ، شاعر در GQ نوشت که تماشای “The Closer” شبیه یک خیانت بود: “من احساس می کنم که به تازگی توسط فردی که زمانی او را تحسین می کردم چاقو زده ام و اکنون از من می خواهد خونریزی ام را متوقف کنم.”

بعداً در این نمایش ، آقای چاپل با استفاده از تعریف دیکشنری وبستر افکار آشفته ای در مورد فمینیسم ارائه می دهد و بیشتر نشان می دهد که خواندن او چقدر محدود است. او خسته می شود که چگونه فکر می کند “فمینیست” به معنای “دایک راحتی” است – و هی ، متوجه شدم. اگر من مورد توجه او بودم ، او مرا تنها و بدتر از این می دید. (برخی ممکن است این برآورد را صحیح بدانند. خوشبختانه همسر من اینطور نیست.) سپس ، در یک لحظه کمیاب دیگر از شفافیت ، آقای چاپل از نژادپرستی تاریخی کشور خود صحبت کرد. درست زمانی که فکر می کردید او در مسیر درستی قرار دارد ، از ریل خارج شد و به طور ناپیوسته #MeToo را ارائه کرد. نمی توانم دیدگاه او را در آنجا به شما بگویم.


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

Avatar placeholder

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *