من یک تی شرت دارم که هرگز نمی پوشم چون لیاقت پوشیدن آن را ندارم. در پشت آن نوشته شده است “Master of ‘Metrics”.

من آن را در سال 2015 به عنوان ترکیبی تبلیغاتی با یک نسخه بازبینی از کتاب اقتصاد سنجی به نام “تسلط بر اقدامات”: مسیر از علت تا اثر “، توسط جاشوا آنگریست ، نویسنده ، که روز دوشنبه جایزه یادبود نوبل را دریافت کرد ، دریافت کردم. علوم اقتصادی با دیوید کارت و گیدو ایمبنز. برای پوشیدن یک تی شرت ، فرد باید کتاب را تمام کند. من فقط در صفحه 85 هستم ، بنابراین تی شرت هنوز در گنجه است.

با این وجود ، من خوشحالم که این جایزه را به Angrist ، از موسسه فناوری ماساچوست اهدا می کنم. کارت ، از دانشگاه کالیفرنیا ، برکلی ؛ و ایمبنز ، از دانشگاه استنفورد. بسیاری از مقالات عالی در مورد جایزه نوبل بر چگونگی ناراحتی این دانشمندان از درک اقتصادی متداول از موضوعاتی مانند حداقل دستمزد و مهاجرت متمرکز شده اند. در عوض ، من می خواهم بر ابزارهایی که هر سه آنها توسعه داده اند تمرکز کنم. این ابزارها قدرتمند و در عین حال آسان برای گرفتن هستند ، مانند یک انبردست خوب.

مشکلی که اقتصادسنجی با آن سروکار دارد این است که همبستگی به معنی علیت نیست. فقط به این دلیل که در مصاحبه شغلی جوراب اشتباهی پوشیده اید و به کار نرسیده اید این فرضیه را ثابت نمی کند که خرابی کمد لباس شانس شما را از بین می برد. و با تکرار مجدد مصاحبه با جوراب های تطبیقی ​​نمی توانید فرضیه ای را آزمایش کنید.

اقتصاددانان این را “مشکل اساسی استنباط علی” می نامند. خوشبختانه راهی برای دور زدن آن وجود دارد. اگرچه نمی توان ساعت را به عقب برگرداند تا هر دو احتمال را برای یک فرد رعایت کند (مصاحبه با جوراب های مناسب در مقابل مصاحبه با جوراب های نامناسب) ، اما با انجام آزمایشات بر روی بسیاری از افراد ، می توان یک اثر متوسط ​​پیدا کرد. ما هرگز به طور قطع نمی دانیم که آیا مصرف آسپرین سردرد شما را درمان می کند یا خیر ، اما ما می توانیم اثر متوسط ​​آسپرین را در هزاران مبتلا به سردرد که قرص مصرف کرده اند یا مصرف نکرده اند اندازه گیری کنیم.

گاهی اوقات اقتصاددانان می توانند آزمایش های مناسبی را انجام دهند که در آن برخی افراد به طور تصادفی انتخاب شده “تحت درمان” (آزمایش) قرار می گیرند و بقیه به عنوان یک گروه “کنترل” عمل می کنند. ” جایزه نوبل اقتصاد 2019 به Abhijit Banerjee ، Esther Duflo و Michael Kremer اهدا شد تا چنین آزمایشاتی با هدف از بین بردن فقر در سراسر جهان انجام شود. با این حال ، اغلب اوقات ، آزمایش های مناسب امکان پذیر نیست. به عنوان مثال ، شما نمی توانید به طور تصادفی افراد خاصی را سیگاری یا ترک تحصیل کنید. به عنوان یک جایگزین ، اقتصاددانان به دنبال “آزمایش های طبیعی” هستند: موقعیت های واقعی که به دلیل تفاوت در طبیعت یا سیاست دولت یا منبع دیگر ، شبیه آزمایش های طراحی شده است.

Card ، Angrist و Imbens در تشخیص و یادگیری از آزمایشات طبیعی بسیار هوشمند هستند. کارت و اقتصاددان مشهور آلن کروگر از تفاوت حداقل دستمزد ایالت بین نیوجرسی و پنسیلوانیا استفاده کردند تا ببینند آیا افزایش حداقل دستمزد باعث از بین رفتن مشاغل می شود یا خیر. رستوران های فست فود در دو طرف مرز بین نیوجرسی و شرق پنسیلوانیا از هر نظر مهم هستند ، به جز مبلغی که به کارگران خود می پردازند ، زیرا نیوجرسی حداقل دستمزد را افزایش داده است. برخلاف تصور پذیرفته شده ، اقتصاددانان “هیچ نشانه ای ندارند که افزایش حداقل دستمزد باعث کاهش اشتغال شود”.

اگر کارد و کروگر فقط مشاغل نیوجرسی را بررسی می کردند ، به سختی می توانستند تأثیر حداقل دستمزد بالاتر را از تأثیر تغییرات فصلی در اشتغال به غذاهای فست فود حذف کنند. بنابراین آنها از این واقعیت استفاده می کنند که تأثیرات فصلی در شرق پنسیلوانیا شبیه به آثار نیوجرسی است و عملاً از پنسیلوانیا به عنوان گروه “کنترل” استفاده می کند.

این نمونه ای از یک ابزار مبتکرانه است که برندگان امسال نوبل آن را توسعه داده اند. در اینجا یکی دیگر است:

فرض کنید می خواهید تأثیر خدمت سربازی در طول جنگ ویتنام را بر درآمد بعدی زندگی خود بیابید. مقایسه دستمزد مادام العمر کسانی که خدمت کرده اند و نکرده اند کافی نیست ، زیرا ممکن است به طور سیستماتیک از جهات دیگری که تشخیص آنها دشوار است متفاوت باشد. به عنوان مثال ، اگر کسانی که خدمت نمی کنند تمایل دارند از خانواده های ثروتمندتر باشند؟

در مقاله ای در سال 1990 که رابطه بین خدمت سربازی در طول جنگ ویتنام و درآمد بعد از آن را بررسی می کرد ، انگریست تکنیکی را برای حل این مشکل ارائه کرد: او روی یک شماره قرعه کشی تمرکز کرد. افراد. داشتن تعداد پایین قرعه کشی احتمال خدمت در سربازی را افزایش می دهد و هیچ خطری وجود ندارد که کشوهای کم به طور سیستماتیک با کشوهای بلند تفاوت داشته باشند ، زیرا تعداد قرعه کشی به طور تصادفی تعیین می شود.

انگریست متوجه می شود که این روش کامل نیست. بسیاری از افرادی که در جنگ ویتنام در ارتش خدمت کردند داوطلب بودند ، به این معنی که آنها حتی اگر تعداد قرعه کشی بالایی داشتند خدمت می کردند. در مقابل ، برخی از تعداد پایین قرعه کشی مفید نبود ، در برخی موارد به این دلیل که آنها به عنوان مخالفان وظیفه شناسی واجد شرایط بودند.

اما انگریست ، همراه با ایمبنز ، راهی پیدا کردند که بتوانند استنباط های موثقی را حتی در مواقعی که آزمایش طبیعی مختل شد ، انجام دهند. در مورد پیش نویس ها ، انگریست نشان داد که می تواند با استفاده از تأثیر اعداد پیش نویس – آزمایش طبیعی – بر این که آیا یک مرد خدمت می کند ، بدون توجه به عوامل دیگر ، گل را از بین ببرد. او دریافت که می تواند در مورد مردانی که خدمت کرده اند چون سرباز هستند نتیجه گیری مفیدی بکند ، اما در مورد مردانی که به دلیل داوطلبانه خدمت کرده اند ، نمی تواند نتیجه مفیدی بگیرد. او دریافت که “در اوایل دهه 1980 ، مدتها پس از پایان خدمت در ویتنام ، سربازان سفیدپوست حدود 15 درصد کمتر از افراد غیر سرباز درآمد داشتند. جنگجوی معادل”.

زیبایی کار نوبلیست ها این است که درباره جهان واقعی است. یافتن آزمایشات طبیعی ثمربخش نه تنها به هوش نیاز دارد ، بلکه به درک عمیقی از پدیده مورد مطالعه نیاز دارد.

این هفته ، من با پل رومر مصاحبه کردم که به دلیل کارش در زمینه نظریه رشد ، جایزه نوبل اقتصاد 2018 را دریافت کرد. در مقاله ای در سال 2015 ، او به شدت از اقتصاددانان به دلیل آنچه “نرم” نامیده است ، انتقاد کرد و آن را به عنوان استفاده از زبان ریاضی اما به صورت شلخت “فضای زیادی برای لغزش باقی گذاشت”. او به من گفت که این برای برندگان امسال که از ریاضی معقول استفاده کرده اند ، مشکلی ایجاد نمی کند.

وی گفت: “این حرفه به دور از نظریه و توجه بیشتر به حقایق واکنش نشان داده است.” “اگر شما آن را جدی می گیرید ، باید س nextال بعدی را به طور جدی در نظر بگیرید: آیا می توانم این همبستگی ها را به عنوان بیان چیزی در مورد علیت تفسیر کنم؟”

رومر این رویکرد را “قلب واقعی” آنچه برندگان امسال در کار خود انجام داده اند ، معرفی کرده است.

از رومر پرسیدم آیا فکر می کند که بررسی او در سال 2015 درباره “نرمی” ممکن است باعث تحریک کمیته نوبل و تخصص در مورد نوع کار مورد تقدیر امسال شود. او می خندد و خاطرنشان می کند که دقیقاً از این قبیل است که مشکل اساسی استنباط علی را نمی توان پاسخ داد. با این حال ، او می گوید که احساس می کند این حرفه در آستانه بهتر شدن است.

اگر می خواهید در مورد این تحقیق بیشتر بدانید ، دو منبع خوب وب سایت نوبل و یک مجموعه ویدیویی آنلاین درباره Angrist در منبع اقتصاد آنلاین دانشگاه انقلاب مارجینال است. حالا باید کتاب آنگریست را تمام کنم تا بتوانم آن تی شرت را بپوشم.


دیوید کارت نیمی از 10 میلیون کرون سوئد (1.1 میلیون دلار با نرخ های رایج فعلی) که به جایزه نوبل اقتصاد امسال اعطا شد دریافت کرد ، در حالی که جاشوا آنگریست و گیدو ایمبنس هر یک یک چهارم دریافت کردند. تا جایی که من می توانم بگویم ، این یکی از چهار روش اعطای جایزه نوبل در اقتصاد است. دیگران عبارتند از: یکی همه چیز را می گیرد ؛ دو نفر هر کدام نصف می گیرند ؛ و سه نفر هر یک سوم دریافت می کنند. (بیش از سه گیرنده نمی تواند وجود داشته باشد.) لطفاً اگر قسمت دیگری را از دست داده ام ، به من اطلاع دهید.

نظر شما در مورد این سیستم چیست؟ اگر فکر می کنید باید با همه برندگان یکسان برخورد شود ، پس باید با تقسیم 50-25-25 مخالف باشید و هر کدام یک سوم را ترجیح دهید. در طرف دیگر ، اگر فکر می کنید تخصیص پیش بینی شده درست است ، پس چرا 40-30-30 یا 60-30-10 یا ، در حالی که ما در 98-1-1 هستیم نه؟ (این توهین جدی به شماره 1 خواهد بود.)


سالها پرسش و سالها پاسخ وجود دارد. “

– زورا نیل هرستون ، “چشم های آنها خدا را تماشا می کند” (1937)

بازخورد دارید؟ یادداشت ها را به [email protected] ارسال کنید.


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

Avatar placeholder

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *