پاریس – هنرمند آلمانی آن ایمهوف صبح روز جمعه در کاخ توکیو ایستاد و گروه رقاصان و مدلهای شیک را روی زمین می دید. این آخرین دوره تمرین مجموعه ای از اجراهایی بود که او طراحی کرد و در 14 اکتبر آغاز شد. هشت جوان در حال یافتن سرعت مناسب برای عبور از یکی از فضاهای نمایشگاهی بودند. وسعت موزه پاریس.

ایمهوف 43 ساله ، با چکمه های کابوی و شلوارهای دویدن ، بالای خزنده ها ایستاده بود. او به آنها گفت: “آهسته ، بسیار آهسته بروید.” وقتی به طرف دیگر رسیدند ، 10 دقیقه بعد ، پشت کردند و به تماشاگران خیالی خیره شدند ، با نگاهی کسل کننده هنگام مطالعه.

ایمهوف با خوشحالی گفت: بسیار خوب.

تمرینات در حال آماده سازی برای اجرای نهایی “Natures Mortes” (“هنوز زنده است”) ، یک نمایشگاه چند رشته ای Imhof است که از ماه مه کل کاخ توکیو را اشغال کرده است.

مانند دیگر اجراهای ایمهوف ، “Natures Mortes” شامل مجسمه ها ، نقاشی ها و سایر آثار است که می توان آنها را مستقل از اجراها بازدید کرد. این ارائه های زنده ، که تا 24 اکتبر ادامه دارد ، شامل بسیاری از تصاویر متحرک است که توسط رقاصان وی ایجاد ، قطع و سپس اصلاح شده است.

ایمهوف در مصاحبه قبل از تمرین گفت: “این قطعه درباره مرگ ، انتخاب و درد است ،” اما این چیزی است که به اندازه کافی باز است تا مردم بتوانند احساسات خود را داشته باشند.

او می افزاید: “با اجرای زنده ، با افراد و بدن ، سعی می کنم زبانی انتزاعی پیدا کنم که مانند شعر عمل کند.”

تماشاگران مجاز به حرکت آزادانه در طول اجراهای ایمهوف هستند و گاهی اوقات آنها را به اندازه خود اثر بخشی از تجربه می کند. از آنجا که فصول اغلب شامل چندین سکانس همزمان است ، بیننده – ناگزیر تلفن هوشمندی در دست دارد – باید در مورد نحوه رفتار و مکان حرکت تصمیم گیری کند.

ایمهوف می گوید بسیاری از کارهای او درباره “ایده یک فرد واحد است ، که می تواند همه این ارتباطات را از طریق دیجیتالی شدن ایجاد کند ، اما با ردیابی کنترل می شود و همیشه در هر جایی دیده می شود.”

او می گوید: “چگونه مخاطب اثر را خلق می کند.”

برای بسیاری از علاقه مندان به اینترنت هنرمند ، تصاویر و سبکی چشم نواز که او در حین اجرای خود ایجاد می کند منبع جذابی برای رسانه های اجتماعی است. بیلی بولتیل ، آهنگساز که در موسیقی چند آهنگ Imhof نقش داشته و آنها را اجرا کرده است ، می گوید که تماشاگران گاهی اوقات با یکدیگر دست و پنجه نرم می کنند تا این رویداد را در تلفن های خود ضبط کنند. وی افزود: “حرص و طمع آنها برای مصرف مشهود است.

ایمهوف ، که در گفتگو گرمتر و بامزه تر از آنچه که ممکن است به نظر برسد ، است ، پس از برنده شدن در شیر طلایی 2017 ، برنده جایزه برتر در بی ینال ونیز ، برای فیلم “فاوست” ، برای اولین بار ستاره جهانی هنر است. رویداد هنری معروف برای این قطعه ، او غرفه دوران نازی را با پارتیشن های شیشه ای برید و ساختمان را با نرده های بلند و سگ های نگهبان احاطه کرد.

در طول اجراهای “فاوست” ، گروه های رقاص زیر کف شیشه ای می خزیدند ، آتش روشن می کردند ، به تلفن ها پیام می دادند و سر خود را با حرکت آهسته می کوبیدند.

لورنا مونوز آلونسو که در آرت نت می نویسد ، این اثر را به عنوان “نمایش راهپیمایی از جهنم” توصیف می کند که “در مورد قدرت صحبت می کند ، چه کسی آن را به کار می گیرد و چه کسی به دنبال بازیابی آن است”. در Artforum ، دیوید ولاسکو آن را “یک کار فوق العاده جالب” نامید. ایمهوف از آن زمان نمایشگاه های مشهوری در تیت مدرن لندن ، گالری ملی دانمارک در کپنهاگ و موسسه هنری شیکاگو داشته است.

کارولین کریستوف-باکارگیف ، مدیر Castello di Rivoli ، در تورین ایتالیا ، که در حال حاضر “Sex” را در معرض نمایش قرار داده است ، یکی دیگر از نمایشگاه های Imhof ، گفت: “به نظر من ، آن یک هنرمند پرکار است. در مورد نحوه ارتباط ما با یکدیگر از طریق جدایی و ارتباط در عصر دیجیتال “

او خاطرنشان می کند که کارهای ایمهوف نشان دهنده تغییر در تعامل انسان با تلفن های هوشمند است. او می گوید: “اجراهای او نمایانگر دنیایی است که در آن همه طوری رفتار می کنند که گویی در یک بسته هستند.” “به یکدیگر پیام دهید ، یکدیگر را بیابید و سعی کنید تجربه های واقعی داشته باشید.”

کریستوف-باکارگیف افزود که “فرقه ای” در اطراف هنر ایمهوف ، به ویژه در بین جوانان آگاه از نظر دیجیتالی ، پدید آمده است. او می گوید: “من روانکاو نیستم ، اما فکر می کنم هنر او باعث می شود احساس کنند که متعلق به خود هستند و باعث می شود درد جهان را درک کنند.”

ایمهوف ، که اکنون در برلین مستقر است ، در حومه فولدا ، شهری از طبقه متوسط ​​در مرکز آلمان با کلیسای جامع تزئین شده بزرگ شد. والدین او ، متخصص ارتودنسی و معلم ، بخشی از نسل “1968” در آلمان بودند که در واکنش به مشارکت والدین در رایش سوم ، سیاست چپ را دنبال می کردند.

ایمهوف به یاد می آورد: “این یک خانواده ضد فاشیست بود.” با این حال ، او که “بسیار شبیه به یک کودک عجیب و غریب” بزرگ شده بود ، می گفت که اغلب احساس می کند از محیط اطرافش بیگانه است و برای فرار به یک مدرسه شبانه روزی در انگلستان مذاکره کرده است ، جایی که برای اولین بار نقاشی خواند. (بعداً به دلیل متهم شدن به سیگار کشیدن از مدرسه اخراج شد.)

او پس از بارداری در 20 سالگی به کمونی چپ در حومه فرانکفورت رفت و در آنجا دخترش را بزرگ کرد و شروع به نوشتن شعر و موسیقی کرد. او سرانجام در Städelschule ، مدرسه هنری معروف شهر ، پذیرفته شد ، جایی که در آنجا مشغول به کار بود در رابرت جانسون ، یک باشگاه مهندسی.

او گفت که تجربه “مصنوعی” تصمیم گیری در مورد اینکه چه کسی می تواند و نمی تواند وارد یک باشگاه شود ، به آگاهی او از علائم تعیین کننده دسترسی به فضا و منابع کمک کرد. او گفت: “من فکر می کنم این یکی از بزرگترین مشکلات زمان ما است” ، و افزود که در پاسخ ، او سعی کرده است آثار خود را “برجسته” کند تا آنها تفاوت ایجاد کنند.

نمایشگاه ایمهوف در کاخ توکیو بزرگترین پروژه وی است. از بهار ، بازدیدکنندگان می توانند مجسمه ها ، نقاشی ها و تاسیسات او را برای فضای غار مشاهده کنند. اینها شامل پیچ و خم ساخته شده از شیشه های گرافیتی است که از ساختمان اداری تخریب شده ایتالیایی به دست آمده و نقاشی هایی در مقیاس بزرگ که یادآور غروب خورشید ، مناظر تاریک و انفجارهای هسته ای است. همچنین شامل آثاری است که توسط ایمهوف انتخاب شده است ، اما توسط هنرمندان دیگری از جمله زیگمار پولکه ، ولفگانگ تیلمنس و مایک کلی اجرا شده است ، و نصب صدا با الیزا داگلاس ، شریک خلاق و عاشقانه طولانی مدت او.

داگلاس ، که مجریان و آهنگسازان کنسرت پاریس را انتخاب و تنظیم کرد ، بلافاصله پس از ملاقات این دو در سال 2015 در تولیدات ایمهوف ظاهر شد. داگلاس توضیح داد که یک پای آمریکایی به ارتفاع 6 فوت نیز برای Balenciaga مدل شده است. یک ساختار شل که امکان بداهه نوازی را فراهم می کند. داگلاس می گوید: “او شکل هنری خود را اختراع کرد ، و افزود که هنرمندان اغلب توجه بازدیدکنندگان را به خود جلب می کنند ، حتی اگر شرکت کنندگان گاهی اوقات ممنوع باشند.

داگلاس گفت که رقاصان پس از ضربه زدن به صورت تماشاچیان ، تلفن های هوشمند آنها را مصادره کردند و او مجبور شد “بدن” تماشاچیانی را که به فضای او حمله کردند “بررسی کند”. بولتیل ، آهنگساز ، می گوید در حین اجرا در ونیز ، یک غریبه پشت سر او دوید و شروع به نوازش موهایش کرد. او به یاد می آورد: “این بسیار ناخوشایند بود.”

ایمهوف گفت واکنش بازدیدکنندگان در کنسرت های پاریس غیرقابل پیش بینی است. به گفته وی ، این نمایش تا حدودی تحت تأثیر آثار آنتونین آرتو ، نویسنده فرانسوی بود که “تئاتر بی رحمی” را خلق کرد که در آن هنرمندان به حس مخاطب حمله می کنند. او گفت که نویسنده فرانسوی دیگری به نام ژرژ باتایل و فرانتس کافکا نیز تأثیرگذار بوده اند.

او می گوید که در فضای تمرین نشسته و به پلان زمین خیره شده است ، می گوید این نمایش شامل دوچرخه های خاکی ، یک شاهین زنده و یک گرگ شکم پر خواهد بود. اما او هنوز با تدارکات صحنه ای دست و پنجه نرم می کند که در آن نوازندگان در حوضچه های کوچک آب غسل می کنند ، یک مراسم پاکسازی که او می گوید تا حدی از همه گیری کرونا الهام گرفته است.

او می گوید: “مشکل افراد خیس این است که آنها خیس می شوند.” با وجود همه تحریکاتش ، او نمی خواهد کسی صدمه ببیند.


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

Avatar placeholder

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *